تبليغاتX
چشم های منتظر

چشم های منتظر

چه خوش است در هوایت به دمی نفس کشیدن

 

 

 


…خدای من!
چگونه ناامید باشم، در حالی که تو امید منی!
چگونه سستی بگیرم، چگونه خواری پذیرم که تو تکیه‌گاه منی!
ای آنکه با کمال زیبایی و نورانیت خویش، آنچنان تجلی کرده‌ای که عظمتت بر تمامی ما سایه افکنده….

 

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390ساعتتوسط فاطمه | |

 

 

 

 

 

خدایا

راهی نمیبینم ، آینده پنهان است اما مهم نیست

همین کافیست که تو راه را میبینی و من تو را  . . .

 

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعتتوسط فاطمه | |

 

 

 

مادر

 

ای واژه ی بی همتای مهر ..............

 

روزت مبارک 

 

 

 


 

 

 

 

 





طراوت و زیبایی در حد بی نهایت ! (عکس های رویایی از قطرات آب)
در نبود باران
عاشقانه دانه های شبنم
علف ها را سیراب کردند
اما آن روز که باران بارید شبنم ها
چه نامهربانانه دیده نشدند
طراوت و زیبایی در حد بی نهایت ! (عکس های رویایی از قطرات آب)
زنان و مادران سبز فام
ایثار و مهربانیتان مبارک
صداقت  و عشقتان متبرک
حریمتان سرشار از احترام
طراوت و زیبایی در حد بی نهایت ! (عکس های رویایی از قطرات آب)
خانه های عشقتان گرم از صداقت
خواب هایتان مالامال از رویا
پنجره ی نگاه تان به سوی باغ خوشبختی باز

طراوت و زیبایی در حد بی نهایت ! (عکس های رویایی از قطرات آب)
دستهایتان فشرده در دستهای گرم حامیان حرم
گام هایتان روان به سوی آینده ای روشن
و افتخارتان « زن » بودن
و مادرانه زیستن

طراوت و زیبایی در حد بی نهایت ! (عکس های رویایی از قطرات آب)
روزتان همیشه روشن
سبز فام
طراوت و زیبایی در حد بی نهایت ! (عکس های رویایی از قطرات آب)
 
 

+نوشته شده در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعتتوسط فاطمه | |

 

 

 

ولادت حضرت فاطمه ی زهرا و روز زن بر همگان مبارک

+نوشته شده در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعتتوسط فاطمه | |

 

 

یا زهرا (س)

 

 

 

چه رفته است به ديوار و در كه تا امروز

به نام تو در و ديوار خانه مي لرزد...

چه ديده در كه پياپي به سينه مي كوبد؟

چه كرده شعله كه با هر زبانه مي لرزد ؟؟؟

هنوز از آنچه گذشته است بر در و ديوار

به خانه چند دل كودكانه مي لرزد ...

وای مادرم........

وای مادرم.......

وای مادرم.....

 

+نوشته شده در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391ساعتتوسط فاطمه | |

 

 

یا فاطمه(س)

 

 

 

 

فقط خدا می داند در دل علی (ع ) چه می گذرد

 

یا علی (ع)

 

 

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391ساعتتوسط فاطمه | |

یا فاطمه (س)

 

 

 

 

 

((ای خدا این اشک اینقدر مدام نباریده است،چه کند علی با اینهمه تنهایی؟ای خدا چقدر خوب بود این زن، چقدر محجوب بود، چقدر مهربان بود، چقدر صبور بود.

گاهی احساس می کردم که فاطمه اصلا دل ندارد. وقتی می دیدم به هیچ چیز دل نمی بندد، با هیچ تعلقی زمین گیر نمی شود،هیچ جادبه ای او را مشغول نمی کند؛ یقین می کردم که او جسم ندارد، متعلق به اینجا نیست.روح محض است، جان خالص است.

گاهی احساس می کردم که فاطمه دلی دارد که هیچ مردی ندارد. استوار چون کوه، با صلابت چون صخره، تزلزل ناپذیر چون ستون های محکم و نامرئی آسمان.یکه و تنها در مقابل یک حکومت ایستاد و دلش از جا تکان نخورد.من مامور به سکوت بودم و حرفهای دل مرا هم او می زد.

گاهی احساس می کردم فاطمه دلی از گلبرگ دارد، نرمتر از حریر، شفاف تر از بلور. وحیرت می کردم که یک دل چقدر می تواند نازک باشد، چقدر یک انسان میتواند مهربان باشد.غریب بود خدا، غریب بود.من گاهی از دل او راه به عطوفت تو می بردم.))

 

نوشته ی سید مهدی شجاعی از زبان حضرت علی (ع) در کتاب کشتی پهلو گرفته

+نوشته شده در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391ساعتتوسط فاطمه | |

اگر تو آمده بودی بهار می آمد
بهار با همه ی برگ و بار می آمد

گلوی زمزمه تَر می شد از ترانه ی رود
تَرَنُّمی به لبِ جویبار می آمد

سپیده ای که پُر از پلکِ باز پنجره هاست
به صبح آیینه ها بی غبار می آمد

به من که هیچ ... به چشم کبودِ منتظران
سوادِ سایه ی آن تکسوار می آمد

شکوفه بود و شکفتن به بانگ نوشانوش
دوباره آن عسلی روزگار می آمد

زمان به کامِ دلِ سرخوشان میان می بست
زمانه با دل عاشق کنار می آمد

به شادیِ رخِ گُل جامه ی سیاه دگر
کجا به چلچله ی سوگوار می آمد

پیاله وار شب و روزِ تردماغی را
دل شکسته ی ما هم به کارمی آمد

به چادری که زمین از بهانه می گسترد
نبات بارشِ توت از سه تار می آمد

درخت مصرع سبزی بلندبالا بود
به شعرِ قُمریِ صحرا تبار می آمد

هِزار شاخه غزل چون انار گُل می کرد
به هَمسُراییِ شیون هَزار می آمد
         

      

                 شیون فومنی 

 

 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390ساعتتوسط فاطمه | |

پند های زیبای حضرت علی (ع) بصورت سوال و جواب:

 

1- چه چیز از آسمان بزرگتر است؟!
2- چه چیز از زمین پهناورتر است؟!
3-چه چیز از کودک یتیم ناتوان تر است؟!
4- چه چیز از آتش با حرارت تر است؟!
5-چه چیز از زمهریر سردتر است؟!
6- چه چیز از دریا بی نیازتر است؟!
در جواب
1- تهمت به ناحق؛ از آسمان عظیم تر است.
2- حق گوئی؛ از زمین وسیع تر است.
3-شخص سخن چین از کودک یتیم ضعیف تر است.
4- آز و طمع؛ از آتش گرم تر است.
5- حاجت بردن به نزد شخص بخیل؛ از زمهریر سردتر است.
6-شخص قانع از دریا بی نیازتر است.

 

 

 

 

 

یا علی(ع)

+نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390ساعتتوسط فاطمه | |

الله..............

 

 

 

 

در شهر توریستی اسکاگن می توان این آیه و نشانه الهی را که در قرآن بیان شده است را دید . دو دریایی که در کنار یکدیگر قرار دارند اما هیچ وقت با یکدیگر مخلوط نمی شوند .  این زیبایی را می توانید در سجیه دید، این شمالی ترین شهر دانمارکیهاست، جایی که دریای بالتیک و دریای شمال بهم میپیوندند. دو دریای مختلف با هم یکی نمی شوند و بنابرین این راستا بوجود می آید.

 

 

                                                    و این همان چیزی است که 

                                                        در قرآن آمده است. 

                                                      سورة مبارکه الرحمن 


مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیانِ (19) بَیْنَهُما بَرْزَخٌ لا یَبْغِیانِ (20) فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ (21) یَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ (22) 



19. دو دریا را به گونه ای روان کرد که با هم برخورد کنند.20. اما میان آن دو حد فاصلی است که به هم تجاوز نمی کنند.21. پس کدامین نعمتهاى پروردگارتان را انکار مى‏کنید؟ 22. از آن دو، مروارید و مرجان خارج مى‏شود. 


سوره مبارکه فرقان آیه 53: 


« و هو الذی مَرَجَ البحرینِ هذا عَذبٌ فُراتٌ و هذا مِلحً اُجاجً وَ جَعَلَ بَینَهما بَرزَخا و حِجراً مَهجوراً» 


و اوست کسی که دو دریا را موج زنان به سوی هم روان کرد این یکی شیرین و آن یکی شور و تلخ است ومیان آن دو حریمی استوار قرار داد.


+نوشته شده در سه شنبه دوم اسفند 1390ساعتتوسط فاطمه | |